میدانم اما نمیدانم.....

 

می دانم دو چشمانت دلفریب و زیباست

اما نمی دانم شراب نگاه خود را به جام چشمان چه کسی خواهی ریخت

 

می دانم که لبانت بوسه طلب و هوس آلود است

اما نمی دانم شهد لبانت را چه کسی خواهد نوشید

 

می دانم دستانت چون یاس سفید و خوشبوست

اما نمی دانم انگشتان زیبایت دست که را  خواهد فشرد

 

می دانم که اندامی هوس بار داری

اما نمی دانم که آغوش هوس انگیز تو کدام خوشبختی را در خود جای می دهد

 

و باز می دانم که از جان بیشتر دوستت دارم

اما نمی دانم که صاحب نگاه مست...آن لبان هوس آلود...

آن دستهای نوازشگر چون یاس و آن اندام پر حرارت ومستی بخش که خواهد بود!!!!؟؟؟

 

                     بارها آرزو کردم که ای کاش من بودم